صفت جالب اعراب
اولین تهاجم بزرگ اعراب به ایران در سال 318 میلادی به فرماندهی قروه بن مخلب در زمان پادشاهی شاپور دوم صورت گرفت. سربازان عرب تا شوش پیشروی کردند و اسرای زیادی را اجیر کردند، اما وقتی می دیدند که شماره اسرا زیاد گردیده و در ایران کسی خریدار آنها نیست و نمی توانند تمام اسیران را با خود بببرند تا در بازارهای دیگر به فروش برسانند، اسیرانی را که زاید می دانستند به قتل می رساندند.
روزی که شاپور دوم قروه بن مخلب را دستگیر کرد، از او پرسید برای چه تو و سربازانت اسیران بلاد ایران را به قتل می رساندید؟ قروه بن مخلب جواب داد برای این که نمی توانستیم آنها را با خود ببریم. شاپور دوم گفت وقتی می دیدید نمی توانید آنها را با خود ببرید، آزادشان می کردید تا به خانه هایشان بروند.
قروه بن مخلب از شنیدن گفته شاپور تعجب کرد و جواب داد آن موقع به فکرمان نمی رسید که می توان اسرای زاید را آزاد کرد و ما عقیده داشتیم برای آسوده شدن از مزاحمت اسیران اضافه، چاره ای جز کشتن آنها نداریم.
شاپور دوم از او پرسید شما که زنها و مردهای جوان را اسیر می کردید مگر قصد نداشتید که آنها را بفروش برسانید؟ قروه بن مخلب پاسخ مثبت داد.شاپور دوم مجدد پرسید پس چرا به آنها غذا نمی دادید تا این که بر اثر گرسنگی برای آنها چیزی غیر از پوست و استخوان نماندو بعد بمیرند؟ قروه بن مخلب پاسخ داد برای اینکه ما چاره ای نداشتیم و نمی توانستیم جهت سیر کردن آنها خوار و بار خریداری کنیم، ما برای سیر کردن خودمان هم خوار و بار نمی خریم مگر زمانی که چاره ای جز خرید آذوقه نداشته باشیم.
از این پاسخ می توان پی برد که قوم عرب در آن زمان دارای چه طرز فکری بوده است. وضع زندگی عرب بادیه او را خشن و بیرحم بار می آورده و همین امر باعث شده بود که رحم و مروت نداشته باشند.
در نهایت شاپور دوم به انتقام خون اسرای بیگناهی که اعراب ریخته بودند دستور قتل قروه بن مخلب را صادر کرد


